حسن حسن زاده آملى

77

گنجينه گوهر روان (فارسى)

اصل 59 - همهء مدركات انسان وراى طبيعت است . اصل 60 - هرچه كه بلا وضع است ممكن نيست در چيزى كه با وضع است حاصل شود . اصل 61 - صورت علميه مطلقا كلّى وجودى مجرّد و عارى از ماده است و ظرف تقرّر و تحقّق او با او مسانخ ، و علم وجودى نورى قائم به خود است . اصل 62 - إسناد افعال صادره از انسان به بدن و اعضاء و جوارح مادّى وى به مجاز است و حقيقة به نفس اسناد مىيابند . اصل 63 - آنچه را كه انسان ادراك كرده است در صقع ذات خود يافته است ، و آن معلوم بالذات اوست ، و اشياى خارجى كه به نحوى از انحاء به واسطه و إعداد قوى و آلات ادراكى خود با آنها تعلق و ارتباط يافته كه از اين ارتباط به كسب علم نائل شده است ، معلوم بالعرض‌اند . اصل 64 - مادّه تقدّم علّى بر نفس ناطقه ندارد بلكه معدّ حدوث اوست كه نفس حدوثا جسمانى و بقاء روحانى است . اصل 65 - هريك از حواسّ واسطه و معدّ نفس براى ربط و تعلّق به خارج اوست ، و كار هريك إحساس محسوسى مخصوص است و لا غير كه اصلا نمىدانند محسوس خارجى است يا نه و اين حكم كار نفس است . اصل 66 - مرگ فقط قطع علاقه نفس از طبيعت و مادّه بدن است نه تباهى و زوال نفس . اصل 67 - آنچه صورت شيء را مانع از عقل و عاقل شدن و همچنين معقول بالفعل گرديدن است ، مادّه‌اى است كه شيء مذكور در آن موجود است . اصل 68 - استدلال از فعل بر فاعل ، كه استدلال از معلول بر علّت و در اصطلاح برهان إنّ است ، استدلال ناتمام و ناقص است ، لذا إثبات انسان نفس خود را به واسطه فعل نفس محال است .